تبليغاتX
کتاب رایگان ، معرفی کتاب ، خرید کتاب


در این مطلب سعی بر آن شده تا تنها زندگی فرهنگی شاملو پوشش داده شود و نه زندگی سیاسی او.


 احمد شاملو متخلص به ا.بامداد در 21 آذر سال 1304 خورشیدی در تهران متولد شد و دوره ی دبستان را در شهرهای خاش ، زاهدان و مشهد گذراند و دوران دبیرستان را در بیرجند ، مشهد و تهران سپری کرد. او تا سال سوم دبیرستان در تهران درس خواند اما به دلیل علاقه به زبان آلمانی سال سوم را رها کرده و راهی دبیرستان صنعتی می شود و سر کلاس اول دبیرستان می نشیند. تا دوم دبیرستان در تهران می ماند و سپس با خانواده راهی گرگان می شود و سوم دبیرستان را در آنجا تمام می کند. در سال 1324 این بار خانواده رهسپار رضائیه می شوند و کلاس چهارم دبیرستان را در آنجا می خواند اما آن را به اتمام نمی رساند و با بازگشت به تهران درسش را نیمه کاره رها می کند. در سن 23 سالگی با اشرف اسلامیه ازدواج می کند و در سال 1326 اولین مجموعۀ شعرش تحت عنوان "آهنگ های فراموش شده" را منتشر می کند و این آغازی می شود بر فعالیت های بامداد شعر ایران. هفته نامۀ "سخن نو(نیمه کاره)" ، داستان "زن پشت در مفرغی" ، هفته نامۀ "روزنه" ، شعر 23 و مجموعۀ اشعار "قطع نامه" از آثار اولیه و نه چندان مطرح احمد شاملو می باشند.

وی در سال 31 خورشیدی سردبیر هفته نامۀ "آتشبار" می شود و از همین سال شروع به نوشتن اشعاری می کند که خشم مأمورین حکومتی را بر می انگیزد و مجموعۀ "آهن ها و احساس" و یادداشت های اولیۀ او راجع به "کتاب کوچه" توسط پلیس از بین می رود.

مجموعۀ معروف "اشعار هوای تازه" در سال 36 را می سراید و در همان سال برای بار دوم ازدواج می کند و سردبیر مجله ی "آشنا" می شود. در همین سال پدرش را از دست می دهد و همکاری خود با عطا بقائی را برای ترجمۀ رمان "پابرهنه ها" اثر راهاریا استانکو آغاز می کند. در سال 1338 کودکان نیز از ذوق هنری او بی نصیب نمی مانند و قصۀ "خروس زری ، پیرهن پری" قصّۀ شب آنها می شود. در همین سال فیلم مستند "سیستان و بلوچستان" را می سازد و وارد عرصۀ سینما می شود و فیلم نامه نویسی و سناریو نویسی را آغاز می کند. در سال 39 خورشیدی با سرودن اشعار "باغ آینه"  توانائی خود در سرودن شعر را به رخ دیگران می کشد و در همین سال با سهراب سپهری سرپرستی ادارۀ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را برعهده می گیرد. شاملو در ازدواج دوم خود نیز طعم خوشبختی را نمی چشد و در سال 1340 از همسر دومش نیز جدا می شود و این بار با آیدا آشنا می شود و زندگی عاشقانۀ شاملو آغاز می شود ، مدتی را به دور از تلاطم در مازندران سپری می کند و اشعار "آیدا در آینه" را تقدیم معشوقۀ خود می کند. از سال های 41 تا 44 نمایشنامه های درخت سیزدهم اثر آندره ژید ، مرگ اثر روبر مرل و کتاب 81490 اثر آلبر شمبون را ترجمه کرد و تدوین "کتاب کوچه " را از سر گرفت.

"اشعار ققنوس در باران" را در سال 45 خورشیدی سرود و در همین زمان در شب شعر ها و سخنرانی های بی شماری شرکت کرد. شاملو تا زمان انقلاب اسلامی ایران آثار بسیاری را منتشر کرد و فعالیت های خود را در تلویزیون و دانشگاه ها و انجمن های مختلف با جدیت ادامه داد ، چندین بار به ایالات متحده سفر کرد و ایتالیا و آلمان هم مدتی پذیرای شاملو بودند . شاملو محبوب ، مردمی و معروف بود و بعد از پیروزی انقلاب از آمریکا به انگلستان و سپس به ایران بازگشت تا اثری جاودانه تر یعنی دفتر اول "کتاب کوچه" را منتشر کند. شاعر ایرانی "کتاب کوچه" را با مشقت و در عین حال با عشق تهیه کرد و یک فرهنگ لغاتی بی نظیر از لغات کوچه بازاری را به یادگار گذاشت. نوشتن دفاتر بعدی "کتاب کوچه" تا پایان زندگی بامداد شعر ایران ادامه پیدا کرد و آیدا نیز در این راستا پشتیبان احمد بود.

سرودن "ترانه های کوچک غربت" و ترجمه ی "شازده کوچوکو " اثر آنتوان دوسنت اگزوپه ری و عضویت در هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران در دوره های دوم و سوم در سال های 59 و 60 خورشیدی از مهمترین اتفاقات زمانۀ شاعر بود. شاملو در سال بعد رمان "قدرت و افتخار" اثر گراهام گرین را با عنوان "عیسی دیگر ، یهودا دیگر!" را بازنویسی کرد و استاد محمد مددی سردیس او را با برنز خلق کرد. از سال 1367 تا اوایل سال 1371 سال های مسافرت های خارجی شاملوی بزرگ به کشورهای آلمان(دومین کنگره ی بین المللی ادبیات) ، اتریش(به دعوت دانشگاه اقتصاد وین) ، سوئد(به دعوت انجمن قلم و دانشگاه مطرح یوته بوری) و آمریکا (شب شعر و سخنرانی و عمل جراحی روی مهره های گردن) بود که در همان زمان جایزه ی Free Expression را دریافت نمود و سپس با بازگشت به وطن تدوین دوباره ی حرف الف "کتاب کوچه" را به سرانجام رساند و بار دیگر راهی اروپا شد و با بازگشت به ایران ترجمه ی اثری ماندگارتر یعنی "دن آرام" نوشته ی میخاییل شولوخوف را به پایان برد.

سال های پایانی عمر ا.بامداد در راه است. عروق پا و گردن زیر تیغ جراحی می رود اما بیماری هنوز او را از پا در نیاورده ، صدای شاملو روی نوارهای کاست و CD ها می رود و ترانه های "پریا" ، "دخترای ننه دریا" و اشعار حافظ،مولوی و نیما یوشیج از او به یادگار می ماند. پای راستش را قطع می کنند ولی شاملو هنوز کارهای نیمه تمام زیادی دارد ، بایستی "گیل گمش" را بار دیگر ترجمه کند و مهمتر از همه دفاتر باقیماندۀ "کتاب کوچه" بایستی زیر چاپ بروند و انتشارات مازیار تا حرف ت این کتاب گرانبها را تا سال 1379 منتشر می کند ، "حدیث بی قراری ماهان" و "عروسی خون" از آخرین نوشته های وی هستند که هر دوی آنها در همان سال یعنی آخرین سال حیات شاعر به چاپ می رسند. اشعارش به سوئدی و اسپانیائی ترجمه می شود و تلاش برای جاودانه کردن ادبیات ایران زمین تا ساعات پایانی روز یکشنبه دومین روز مرداد ماه ادامه می یابد اما دیگر کافی است ، او دین خود را ادا کرده است و بایستی از مردم ایران برای همیشه خداحافظی کند. خداحافظ شـامــلـو......

منبع:  http://shamlu.com
+ نوشته شده در 2006/9/11ساعت 21:21 توسط امـیــر |